|
اتاق خلوت يادداشتهاي روزمرگي..
| ||
|
توهين به اصل و ذات و نژاد افتخار نيست البته غير از اين ، ز عرب انتظار نيست منشور كوروش است پر از صلح واحترام چيزي كه در نژاد عرب ، برقرار نيست ويرانه هاي پارس ، نشان تمدن اند ... ذات عرب ، به جز ملخ و سوسمار نيست عدل و شعور و عشق ، طريق محمد ( ص ) است اسلام ، دين خشك ريا و شعار نيست تازي نشد هويت سلمان پارسي ...... پيوستن از عجم به عرب ، اعتبار نيست ... رستم نمرده ، خوان بلا بيشتر شده تا ديو هست ، مام وطن بي سوار نيست خون سياوش است قلم ميپراكند... يا تير آرش است به چشمي كه يار نيست جانم فداي خاك عزيز هميشه پارس نفرين به هر كه با وطنم سازگار نيست ...... موضوعات مرتبط: شعر [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 3:15 بعد از ظهر ] [ شهاب مرادی ]
نگاهی اجمالی به تاریخ هخامنشیان و
کوروش می اندازیم. پارسیها و ایجاد سلسله هخامنشی از آنجا که گفتیم مردان
و انسانهای نخستین زاگرس نشین بوده اند و به شمال و جنوب و شرق و غرب
کوچهای بلند مدت و کوتاه مدت می کردند از همه معروف تر که به سرزمین
اجدادی خود مراجعت نمودند نژاد آریایی بودند و پارسی ها مردمان آریایی
نژاد بودند و پارسیان همان مردمان اصیل هفت لنگ بختیاری بودند که بعدها
لقب « پارسوا » گرفتند.
شهر پارسوماش که مسجد سلیمان کنونی می باشد توسط نژاد آریایی بنا و ساخته شد و زمانی که سلسله هخامنشیان به قدرت رسیدند دولتی قوی با گستردگی وسیع تاسیس کردند که دنیای قدیم را به استثناء و مثلث یونان را تحت سلطه مجدد خود درآوردند. به گفته هرودوت تاریخ نویس یونانی پارسیها به 7 طایفه شهری و ده نشین و 4 طایفه چادر نشین تقسیم شدند که در مورد این طایفه ها اطلاع دقیقی در دست نیست ولی طبق نوشته های هرودوت هخامنشیان از طایفه های پارسارگادیان که در پارسوماش اقامت داشتند که سر سلسله آنها هخامنش بوده است، بوده اند. زادگاه چیش پیش دوم همان مسجد سلیمان کنونی است که پس از مرگ چیش پیش حکومت اومیان دو پسرش « آریامنه » پادشاه کشور پارس و کوروش که بعدها عنوان پادشاه بزرگ پارسوماش به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود تا زمانی که کوروش زنده بود پایتخت اصلی او پارسوماش و سپس شوش و هگمتانه بود تا زمان کمبوجیه فرند کوروش که پایتخت را از « انزان » مسجد سلیمان به پاسارگاد منتقل کرد. آن هم بنا به سیاست بازی داریوش که مادرش از مردمان مهاجرت شده به آباده بود که بعد داریوش که افسر گارد کوروش و کمبوجیه بود خانواده کوروش را به نابودی کشاند. اول بردیا را با نقشه کشت و سپس کمبوجیه را هم نابود کرد. کوروش و کوروش کبیر که اعلام می نمائیم این سلسله هخامنشی نیز بختیاری بودند و کوروش هم از نژاد بختیاریها بوده و برای سر وسامان دادن یک امپراطوری قوی اقدام نموده است. کوروش و تمامی اجداد او در سرزمین بختیاری به دنیا آمدند که در انتهای زاگرس پهناور و به سمت جنوب زاگرس منطقه ای به نام شلال دشت گل و اندیکا و پارسوماش که یک مثلث الهی و جغرفیایی را تشکیل داده اند برخاسته اند. این مثلث که سرزمین خدایی بوده از دشت گل به پارسوماش صندوقچه اسرار زمین، مادر مهربان قوم خداوند، سرزمین آواها و الهام ها که زادگاه کوروش کبیر و دامن مام قوم بختیاری می باشد و قدرت هخامنشیان و کوروش از این سرزمین مثلث که شمال این مثلث زاگرس بوده و در ادامه پارسوماش شوشتر و شوش را هم که منطقه های دیگری بودند که به این مثلث وصل بودند که مسافت آن هم بسیار کوتاه بوده که متاسفانه تاریخ نویسان به آن خیلی کوتاه و خلاصه اشاره نمودند و یا در بعضی از این گفتار از این حقیقت تاریخی سخن گفته نشده است و به راحتی از این موضوع حقیقت تاریخی گذشته اند. از آنجا که کوروش در چندین نقطه از سرزمین ایران و در جاهای مرفه و مرتفع مانند هگمتانه ( همدان کنونی ) و همچنین آباده و مرودشت فارس و حتی بابل ( عراق کنونی ) و کلیه جهان را مراکز امپراطوری خود ایجاد نموده است. کوروش از آنجا که فکر ایجاد یک امپراطوری بزرگ ایرانی در جهان را داشت در زادگاه خود متوقف نماند و حرکت تکاملی خود را در سراسر کشور ایران و به خصوص در تخت جمشید مرودشت فارس متمرکز نمود ولی آثار تاریخی زادگان وی و اجداد آن که از ایل بختیاری بوده است برای مردم جهان بازگو نشده است و لازم است به قلعه معروف کوروش در شوش و قلعه معروف بردیا در منطقه حوالی دشت گل و شلال در جنوب زاگرس اشاره نمائیم که زادگاه کوروش همین مکان بوده است. ![]() ![]()
کوروش بنیانگذار عدالت حق و حقوق تمامی انسانها بود و بنیان گذاشتن حقوق آنها پایه گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان آزاد کردن بردگان و بندیان و احترام به دین ها و کیش ها و در پیام بزرگ خود اعلام نموده است تا روزیکه زنده هستم دین و آئین رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت که حکام زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند تاروزیکه من زنده هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر کسی مظلوم واقع شد من حق او را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزیکه زنده هستم نخواهم گذاشت که کسی شخص دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار گیرد. من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و هر نقطه ای را که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس نباید به مناسبت تقصیری که یکي از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازت برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده و طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران و تا روزیکه زنده هستم وسلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از خرید و فروش مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد. (به نقل از سايت)http://henjoo.com/bakhtiari [ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 3:20 قبل از ظهر ] [ شهاب مرادی ]
بخش 20:30 خبر تلويزيون ، فقط در يك خط خبر خواند ... جدائي نادر از سيمين جايزه اسكار گرفت و باز هم گلي به جمال همين بخش خبري ... پس من هم به عنوان يك عضو جامعه ايراني اول كم كردن وزن توسط آن نوجوان دويست كيلويي ( كه حتما خيلي خبر مهمي بوده كه در همه بخش هاي خبري تكرار شده ) را تبريك ميگويم و بعد جايزه اسكار اصغر فرهادي را ...
[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 6:13 قبل از ظهر ] [ شهاب مرادی ]
مش مشايي! سلام احوالت اي به قربان جار و جنجالت اي که محبوب کل ايراني عاشق هديه هاي تهراني گرچه از ميز و دفترش دوري تو به واقع رييس جمهوري بنده حداديان مداحم نوحه خوانم يه ريزه جراحم به اصولم چو پاي بندم من به بريدن علاقه مندم من ! حافظ کل اهل بيت منم آن که رد مي شود ز گيت منم تازگي از سلاله اي گلگون زده اي مثل عورتي بيرون بدهم بچه هاي لات محل ببرندش زبيخ و از مدخل بسپرم نوچه هاي يک وجبي لت و پارت کنند نصف شبي بدهم تا تو را کند چپکي حاج مسعود خان ده نمکي بدهم تا اراذل و اوباش برکنندش زبيخ و بن از جاش بدهم تا برادران سپاه همگي لا اله الا الله ! بسپرم تا برادران بسيج بفشانند بر تو آب هويج بسپارم که مردم قزوين زين به پشتت کنند پشت به زين ؟ دهمت دست مردم جهرم زير پايت کنند هي اهرم بدهم تا که لات هاي کرج صورتت را کنند چون مخرج بسپارم که مردم ساوه بدهندت به مردم پاوه دهمت دست مردم ليبي تا کنندت مشايي جيبي؟ گر سپارم تو را به قذافي مي گمارد تو را به علافي تا به کي سرکش و ناخلفي آي يابوي خوشکل علفي حاج ملا ابوسعيد منم آن که عيب تو را بريد منم ! ( سعيد بيابانكي ) /////////////////////////// حاج حداديان عليك سلامحاجي روضه خوان عليك سلام اي رفيق نگفته معروفم دست خطت رسيد و مشعوفم چيست اوضاع حال و احوالت ؟! از رفيقان گرفته ام فالت : در سرت شور جنگ مي بينم هاله اي سبز رنگ ميبينم بختت از عشق بهره مند شده مثل مال خودم بلند شده تا نداده تو را به ويراني بايد اين باد را بخواباني ... من خود از بچه هاي قزوينم ذات كس را ز پشت ميبينم اي كه ترسانده اي مرا ز سپاه من خودم ، لا اله الا ا... بدهم بچه هاي بالاتر؛ سب و لعنت كنند بر منبر گر كه كاري كند تو را محمود بنده مسئول آن نخواهم بود.... (شهاب مرادي ) موضوعات مرتبط: شعر [ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ شهاب مرادی ]
[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ شهاب مرادی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||